در روزی که پدر نیست

به نام پدر و برای پدر  مینویسم

مینویسم روزی که تو رفتی  یافتم! و روزی که

 خالی  از توست خانه دلم در گیر ُ خاطرات

 فریبای توست

 ای پدر نگاهت

 به نگاه دریا به اسمان میماند

 که یکرنگ مثل اسمان ابی بود و مهربان

 پر از بار ان لطافت

 بیا در گیر کلمات    تکراری و ناچیز  شعرهایم شده ام

  در روزی که  علی   .. مولای متقیان و امام مهربانی و مردانگی

 می اید

 جای مردانه تو در کلبه ما خالی است

 

درسوگ پدر

در سوگ توای پدر! شبم  طولانی است 

              بی روی تو چشم من پراز حیرانی است

باز ای پدرتما شا  کنم احساس  تورا

           درخانه غم و درخاطره ام ویرانیاست !

در سو گ توای پدرغم نا مه ام به مرگ تو امضا شد

 و یک فاصله که مرا تا ابد درحسرت لبخند رنجدیده 

 ولی پرازلطافت مردانه ات تنها میگذارد .!

 ای ابروی ! عشق و ای اسوه نستوه زندگی  ای

پدر!  

 بی تو رویای  دیدن روی اسمانی ات تا انتظاری سخت

 درپرده میماند 

 روحت شاد  و روانت جاودانه باد

داغ دیده !