|
چه قدر ساده بود دلم ُ چه قدر به دنبال تو و تنها ییم گشتم !
تا به دنبال فریب چشمهای تو کوچه کوچه سکوت را دویدم شاید پیدایم کنم های غریبه مهربان بیا اینجا الونک صداقت است اینجا همه تویی؟ ! اینجا اخر منظومه عشق تنهایی است ؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 16:33  توسط گلاره
|
سلام بر حسین واژهای که در خلق بر سر در اسمان نقش بست
و زینت سردر ُدیر نصرانیان شد تا اینکه سرش بهمهمانی دیر امد و انگاه تقدس نامش و وعظمت مقامش و مظلومیت اورا نصرانیان وهمه ادیان عالم پیشتر از واقعه کربلا فریاد شود ای حسین ای سردار بی سر ای حسین ای خون خدا ای حسین ای فریادی که در زمان خودت صدایت کس نشنید جز خاصان خدا و تا ابد طنین افکند
مارا لایق غمبار بودنت بدان ودر این عذای عشق چشمهای مان را بگریان
+ نوشته شده در جمعه بیستم دی 1387ساعت 11:44  توسط گلاره
|
نمی دانم چه بنویسم
و در داغ چه بنویسم حضور عشق خالی شد و من در عشق بی حاصل صدا در گوش می پیچید اما ....... می نویسم رنگ بی رنگی است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 17:4  توسط گلاره
|
با تو میگویم ای فریبای عشق
با تو میگویم ای نشسته در دامن افاف بیا ای مهربان تر از باران بیا ای ارزوی دل همه دل شکستگان بیا رفیق خوابهای ارام و دوست داشتنی سلام ای ساده ترین سلام زندگی و.. سلام ای بهاری که خواهد امد به امید نم نمی که خبر از امدن تو در زمستان عصر یخی دلها بدهد بیا که شبهای ما کم ستاره شده است ستاره که نباشد ! هیچ شبی زیبا نخواهد بود و کس در جشن ستاره وشب عاشق نخواهد شد
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:47  توسط گلاره
|
|